آرام بگیر ای مسافر نور، تو درهر تپش قلب ما، حضور داری.
آرام بگیر ای مسافر نور، تو درهر تپش قلب ما، حضور داری.
زمان در برابر ابدیت ایستاد آنگاه که با چشمانی اشکبار در فراق جانسوزت و از ترس دوری همیشگی و ندیدن روی ماهت تو را بدرقه کردیم و با تأسف با حقیقت تلخ سفر ابدی تو رو به رو شدیم.
امروز خورشیدی را بدرقه کردیم که از میدان آسمان پرگشود. بدرقه ات پرواز بیوقفه روحمان است در مشایعت تو، خورشید فروزان بر تارک آسمان بر ما باز هم بتاب. تو که با کلامت، دلهای لرزانمان را استوار ساختی و با شهادتت مسیر قله را برایمان ترسیم کردی.
گریهی ما از سر درماندگی نیست تو در تار و پود جانمان و جان هر استقامتی ریشه داری. تاریخ گواه عظمت و بزرگی توست، از زمین گذشتی تا از آسمان بر ما زمینیان بتابی و ما بستگان خاک را با خون سرخت رهنمون شوی به جاودانگی و اینک بدرقه ما عهد ماست، عهدی که تا پای جان بر سر آن هستیم
آرام بگیر ای مسافر نور، تو درهر تپش قلب ما، حضور داری.